حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
565
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
مربوط شود و اراده خويش را به او القا كند چنان كه در آيه 51 سوره شورى آمده كه هيچ بشرى را نسزد كه خدا با او سخن كند مگر بوحى از پس پردهاى يا پيغمبرى فرستد كه باذن خويش هرچه خواهد وحى كند كه او و الا و نكتهدان است . و نيز با هرچه شائبه تجسم خدا داشت بشدت مخالف بودند و پيروان چنين افكار را تشبيهيان يا تجسميان مى - گفتند و از روايتها كه اشاره برويت خدا داشت و اهل سنت همه را به ظاهر ميگرفتند اشكالات بسيار زاد و بناچار سنيان روايت رؤيت خدا را تأويل كردند كه بندگان از پس مرگ ، خدا را به چشم بصيرت مىبينند . و نيز معتزليان بشدت منكر اين سخن بودند كه كافر را خدا آفريد البته منظور اين بود كه خدا هيچكس را بقيد كفر نيافريده و همه قابل ايمانند . و هم اين گفته را كه ضرر را خدا بكسان مىزند نميپذيرفتند كه پنداشتند اين با عدل الهى سازگار نيست كه اگر خدا مردم را بكفر مجبور كند مؤاخذه ايشان نشايد كه بنده از اراده خدا تخلف نميتوانست كرد از اين رو به آزادى انسان معتقد بودند و بر خلاف جبريان كه پنداشتند همه اعمال را بجبر ميكنند ، ميگفتند همه كارها به اختيار و اراده ماست ، انكار معجزات كردند و شكاف دريا را براى موسى باور نداشتند بخلاف آيه 63 سوره شعرى كه گويد : بموسى وحى كرديم كه عصاى خود را به دريا بزن و بشكافت . . . " و هم اژدها شدن عصا را منكر بودند احياى مرده را نميپذيرفتند و معجزات نيز از انكار ايشان مصون نماند . نفوذ فلسفه در عقايد معتزله معتزليان از آغاز زير نفوذ فلسفه يونان بودند ، براون بنقل از شتينر گويد : " معتزله ترجمه آثار طبيعىدانان و فيلسوفان يونان را كه بحمايت ابو جعفر منصور و مأمون انجام ميشد خواندند و از آن بهره گرفتند و كوشيدند كه حاصل فلسفه يونان را بر مسائل اسلامى كه قرآن آورده بود بيفزايند و اسلام را با فلسفه سازش دهند . از جمله فيلسوفان اسلام ابو نصر فارابى بود ( 339 ) كه بگفته ابن خلگان بزرگتر